تبليغاتX
حرفهای مفت(بی جنبه ها بیرون)
RAP_khoDA

یه اهنگ خدا از خشی  smoke که خیلی خداس که تو نظرا گذاشته بود واستون بذارم!

رو ادامه مطلب کلیک کنین!

 

یه اهنگ دیگه :آهنگ وطن پرستی از بی صفت در اعتراض به فیلم ۳۰۰ هست عکسشم هست برین بینین ...

 

دیگه باید بترکونین!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط N3-4!N در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 15:45 |
کلاسهای آمادگی برای آقايان
 

موضوع دوره: رسيدن به سطح هوشی يک خانم (کامل شدن)

هدفهای آموزشی: کلاسهای آمادگی دايم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.
 
برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1 : کلاسهای اجباری
1. بياموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنيم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نيست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم می دهم.(550 ساعت)
4. می فهمم که فوتبال ورزش نيست و رونالدو يک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نيست.
6. زن من کلفَت من نيست.
 
واحد 2 : زندگی مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من ديگر به دوره های دوستانه ی زنم دوره ی احمقها نمی گويم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتياد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلويزيون.( 550 ساعت)
4. من ديگر سر پا ادرار نمی کنم. من پيشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرين عملی همراه با نوار وي ديو 100 ساعت)
5. من ديگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمی گيرم.
6. چگونگی انتقال لباسهای کثيف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگی بهبود يافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن اميد به زندگی.
( 200 ساعت)
8. چگونگی به تنهايي لباس پوشيدن،به تنهايي لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباسها.
 
واحد 3 : تفریح و سرگرمی
1. اتو کشی در دو مرحله:
الف) يک پيراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با ديگر لباسها ( تمرين عملی)
2. تميز کردن خانه... فعاليتی مطلوب و دلپذير.
3. فراموش نکردن بيرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسيله ای برای تميز کردن خانه که گرد و خاک و آشغالها را جمع می کند.( برای استفاده ی بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنيد.)
5. چگونگی استفاده از دستمال گردگيری.
6. جمع کردن خرابکار يها بعد از انجام تعميرات در خانه.
7. بياموزيم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلويزيون ; ، + ايستادن کنار اجاق گاز; نيست.

واحد 4 : کلاس آشپزی
سطح 1 (مقدماتی): وسايل خانه:
ON : روشن کردن دستگاه
OFF: خاموش کردن دستگاه

سطح 2 ( پيشرفته): درست کردن اولين سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرين عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)

سطح 3 ( تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.

سطح 4 ( عالی): تعارف کردن چای بدون اين که نصف آن در نلبکی بريزد.

مهلت ثبت نام: هر چي زودتر بهتر


فعلا قصد upidan ندارم~~!~~


هی دفه آخرته  راجبه mj  تیکه میپرونینا!!!

و گرنه با من طرفی...

 

 Image hosting by TinyPic

 

 rap

/rap&alafing

/alafing  کدومش؟

 واسم تو نظرا بزارین~MER30


+ نوشته شده توسط N3-4!N در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 21:13 |
 

 

برو بکس id منو هکیدن یه نفرو میخوام پسمو دراره بهم بگه

اگه میتونین نو نظرا بذارین

بعدش یه آپ میکنم خدا

مرC

نظرتون چیه این وب رو رپش کنم؟

اره یا نه!؟

 


+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 14:28 |
Ashton -va3 ramo0na/asanso0r/Z.baZzi

Image hosting by TinyPic


 

کارهایی که میشه تو آسانسور انجام داد

وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه

 

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن 

 

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن 

 

رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن

 

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين 

 

توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه

 

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين

 

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين

هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت

يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به تيمارستان از ما به دل نگيرين

 

البته شکی نیست~چون جای همتون تیمارستانه~~


ببینم نظرا چقدر میشه دیگه!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 23:15 |
اجی مجی لا ترجی!!!

 

برو بکس من تا ۲۵ دی نمی آپم! چند تا عکس و چرت و پرت میذارم تو  پست بعدی بینم می ترکونین یا نه!


 

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را

 جشن گرفته بودن.

 

ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.

خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.

 

پري چوب جادووييش رو تكون داد و

 

اجي مجي لا ترجي

 

دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:

خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!

پري چوب جادوييش و چرخوند و.........


اجي مجي لا ترجي


و آقا 92 ساله شد!

پيام اخلاقي اين داستان

مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،

ولي پريها................

 

مونث هستند !!!!!!!! 

 

 

 نظر     یادتون         نره

 

 

 

از دخترای رپر تازه کارا که رو ساند ریکوردر ریکورد میکنن می خوام اینکارو نکنن اونا با این کارشون نه تنها معروف تمی شن بلکه خزم می شن و ابروی رپ و  هیپ هپ و میبرن

 

 

مث ام...ب... ..نمی گم زیا دن!ه

 

 

خبرای جدید از بهار(آتش)۲رپ ورده!بهار ۲ مدرسه خودمون و هم محله ایمونه ! که بازم فک میکنم خبرش خالی بندی باشه!حالا از خود اتش و رضا(پیشرو) می پرسم

 

 

داش  پویان مخلسیم (rapppp.blogfa!)

میدنم اینارو دیدین ولی باحالن حال میکنم باهاشون!

 

Image hosting by TinyPic

 

 

Image hosting by TinyPic

 

 


+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 22:11 |

خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

 

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:

و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم............ ......... .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
"من به فلان چيز علاقه دارم" براي "من" يك پلك و براي "به فلان چيز علاقه دارم" 9عدد پلك بزنيد.
لطفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

 

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) ........ تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

 

در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود


بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد

 

 

برو بکس الافینگ ببینم نظرا کمه up نمیکنم

(حداقل ۱۵-۲۰ تا)


اینم لینکی که داش خشی.smoke  داد واستون میذارم  خیلی توپه

 

۴۰۰۰تا dl داشته:(party)

                          http://www.sendspace.com/file/qo1b2u

 

 


+ نوشته شده توسط N3-4!N در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 20:44 |

 خوب یه اهنگه توپ از شهاب.voo.doo که در خواسید بذارم شماهام حال کنین:http://www.4shared.com/file/5267320/16ffa049/shakh.html

اینم عکسش:http://http://hotr4p.persiangig.com/image/voo-doo/2v3opc1.jpg

خدایی ارزش ۵ نظر بیشتر رو رو ذاره


از دید مامان بابا یه پسر خوب باید:

1 تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن این کلکا که اول می دید یه پسر صحبت کنه و اینام قدیمی شده اصلا کلا اگه یه نفر چه دختر چه پسر به یه اقا پسر خوب زنگ بزنه یعنی اقا پسره دوست دختر داره)

2 درس خون باشه(یه چیز تو مایه های بچه عقدس خانوم اینا باشه یعنی از صبح تا شب درس بخونه .......در غیر این صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شایدم معتاده)

3 پولکی نباشه (تا روزی 1000 تومن معقوله ولی از اون بیشتر یا دوست دختر داره یا معتاده)

4 سرشب خونه باشه (البته یه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه باید بیرون بره.........در بقیه شرایط حتما دوست دختر داره یا معتاده)

5 در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غیر این صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)

6 در ضمن تو حمومم زیاد لفطش نمی ده................


از دید حراست دانشگاه:

1 بالای 2 سانتی متر ریش داشته باشه(در غیر این صورت کافره)

2 پیراهنش رو شلوارش باشه (در غیر این صورت زیگوله)

3 عضو فعال بسیج باشه(در غیر این صورت دشمنه)


از دید دخترا یه پسر خوب باید:

1 سوار اسب باشه(اگه نباشه بی کلاسه........البته اسبه سفید باشه بهتره)

2 عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله)

3 پولدار باشه(اگه نباشه که خداییش به چه درد می خوره؟هااااااا....اخه پسری که نتونه روزی 20000تومن خرج کنه که به درد جرز دیوار می خوره .نه؟

4 هیچ دختری رو قبل از من ندیده باشه(مگه می شه؟)

5 سری بعد از یک ماه دوستی بیاد خواستگاری(نیاد که مخ زنی بی فایدست)


Image hosting by TinyPic


+ نوشته شده توسط N3-4!N در جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت 20:13 |

 

كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود :

مشهد: آن مرد با شمع آمد

اصفهان: آن مرد پول دارد،

آبادان: آن مرد آن شب با عينك آفتابی آمد

شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد

سنندج: آن مرد سبيل دارد

زاهدان: آن مرد را كشتند

اردبيل: آن مرد بار بُرد

قزوين: آن مرد با يک بچه آمد

رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

سمنان: آن مرد در بالش پول دارد

 

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

 

یارو شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده دستش هم تو شورتشه!

 

پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن.بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با

اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد.پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ،شبها از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن ...يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!!پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم!!!!

 

يه روز به يه نفر ميگن 2ضربدر2 ميشه چند تا ميگه 4 تا بهش جايزه 4تا گردو ميدن دوباره ازش ميپرسن 3ضربدر 3ميشه چند تا ميگه يك كيسه

 

به يه نفر ميگن زندگي مثل چيه ؟ ميگه دايره زندگي مثل مستطيل سه ضلع داره عشق و

 

محبت


يه روز توي يك عروسي فاميل داماد از داماد تعريف مي كنند .فاميل هاي عروس از روي حسادت براي تعريف از عروس ميگن گوني گوني پشكل معصومه چه خوشگل.

 

 

 قانون 10 نيوتن : وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه نباش يه كمي هم به خودت فشار بيار

 

يه بار به يه معتاده ميگن : شما با ورزشكارا چه فرقي داريد ميگد :اوناتكنيكي كار مي كنند ما پيك نيكي

 

يه روز يه بچه شب كريسمس دعامي كنه بابا نويل برام يك برادر بفرست بابانويل پيغام مي فرسته مامانت رو بفرست .


+ نوشته شده توسط N3-4!N در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 22:5 |
بنیامین!

 

 

 

 

قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - بي استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من 9 - ضايع ترين آدم دنيا : شک نکن که خودتي

البته بنیامین بهترینه ها غلط کرده هر کی اینو آفیده !!۱

Benyamin  my love

فكر كنم 4شنبه بود!واي ! يه عكس بزرگ از بنيامين!....جوووووووون

 

مدرسه

پانيك:نگين بدو ببين واست چي آوردم!

نگين:بابا ولم كن!جمعه تولدمه فرداشم نيم ترمه علوم!با اين سرعتم 4روزم وقت بدن تموم نميكنم!اخريشم بذار خوب بديم ديگه!يه نگاه به فيزيكش انداختي؟؟؟          

پانيك زير زيركي ميخنديد !!!

كوفت!از رامونا بپرس(همه ميگن مونا بهش!){ ببخشيد شرمنده!}همشو ريدم 18 /19/ 19.5 بابا يك 20 نگرفتم تاحالا!

_باشه خواستم عكس عشقتو نشونت بدم!!!با مصاحبش!در ضمن منو خر نكن بچه خرخون كله خر!

!!!كي؟اهان! حامد بهداد يا!!!؟اورلاندو هركيه يه خريه ديگه!..

الهي قربونت برم!خر خودمم !الهي اون صداتو طلا بگيرن!!الهي....

را.مونا:كوفت/ مرض/ درد ! باز اين مرتيكه رو واسش اوردي؟؟ بذار 1كم خر بزنه بهمون برسونه شنبه!..

____جمعه_____happy birthday negin!

ديگه با عكسه بنيامين و مصاحبه ي 60 صفحه ايش! درس تعطيل شد!....به زور درسمو خونه خوندم!جمعه ساعت 7 اينا ديگه تموم شد و برام يه تولد كوچيك گرفتن!!يه كيك خوشمزه !هووووم م همش هم خودم خوردم!

+بابا جونم!! با اينكه خيلي زحمت كشيدي با مامان اينو دادين يه چيز ديه (ديگه)كه 2 3 ماهه منتظرشم هم بدين ديگه...(ميدونم پروِءم!)ممنوتونم ميشم!نوكرتونم هسيم!دادا! اپچي!

_مثلآ چي؟باشه من كه ميدونم ماشين ميخواي جوجو!

+برو بابا ماشين بخوره تو سر...هيچي!....بنيامين رو ميخوام به همين راحتي!

_تو واقا ديوونه اي دختر!از كجا بيارمش؟!!!(به مسخره)الو بيا اين دختر ديوونه ي منو ببر !

من:برو بابا ايشالا منو با خودش ببره تيمارستان اينقدر بچه ها تو كلاس فشش ندن!

خلاصه....براش توضيح دادم توي روزنامه ي ماهان نوشته شنبه 9/2/85 بنيامين مياد رستوران اريان به مناسبت تولد علي پهلوان.

_باشه!ميريم!

+الهي قربونت برم !جييييييگر!..

شنبه(مدرسه)

خيله خوب!مهسا meeting ساعت 7ته!من با بابام ميايم دنبال تو و مونا و 1 نفر ديگه!!! واييي من دارم به ارزوم ميرسم!!!

_مهسا:اه بابا حالا چي ....هست!تهفه!

+ اهه! دفه اخرت باشه.....به شوهرم توهين ميكنيا!

_باشه بابا!من نفهميدم چند تا!!بس كه پرويي !كشتي مارو!خداييش اينجا آنا راس گفته<<بنيا.. <  ?<<. چپول!

+خفه بابا!حوصلتو ندارم!بهت گفتم به بنيامين من توهين نكن وگرنه!..؟هيچي!برو تا بارت نكردم تا عصر خدافظ!

دل تو دلم نبود!از ساعته 4 تا 5:30 تو حموم بودم!!!

_مامان:_نگين جوون بنيامين نميخواد بوت كنه ها!!خواستگريتم نمياد!

+ خيليم دلش بخواد!!!اومدم! واسا يه دور ديگه سرمو بشورم!!!!!

جدا عجب خلي بودم!!! همش فكر مي كردم بايد تميز تر باشم!با 6 دور شامپو كردن!............ cd  بنيامينم گذاشتيم ده برو!!! بابامم كه دور از چشمه مامانم پايه ي سرعت..! رفتيم دنبال برو بكس!مونا كلاس داشت نيومد (فاينال هميشه مزاحم)!با 1 كي ديگه كه  اونم نيومد!من بودم و مهسا !....

هي ميگفتم يعني ميشه ببينمش؟

 بابا من از الان بگما:ميرم محكم بغلش ميكنم با يه ماچه گنده!

_تو اون شلوغي حتما!

 مهسا:به همين خيال باش!

 ساعت 7:15بود....انتظار .... انتظار... انتظار

بالاخره!!اونقدر شلوغ بود كه چيزي معلوم نبود!!! هر 5 دقيقه مردم الكي هاي و هوي ميكردن ما هم ذوق زده ميپريديم جلو واسه عكس يا امضا  اما.... خبري نبود!

من:ميگم اين روزنامه ماهان اسكلمون كرده!

مهسا:اره بابا سر كاريم!

بابا:نيم ساعته قراره بيادا!واسين برم از اين افسره بپرسم!.........

مردم كه اكثرا از كرج بودن با هزار اميد و ذوق و اشتياق اومده بودن بنيامين رو ببينن!بابام اومد گفت كه افسره گفته با اين وضع نميشه زنگ زديم نياد!

+چي بابا؟نياد مگه ما مسخره ايم

....اقا پليسا ريختن در رستوران اريان رو تخته كردن! پليسا هي مردم رو ميبردن اونور ميگفتن كه برن!كف كرده بوديم!

 پليسا مردم رو كه حتي  بعضي به خاطر بنيامين از شهرستانها واسه اولين ديدارش اومده بودن رو پرا كنده كردن!اما بازم شلوغ بود و به قوله خودم روو كه نيست سنگ پاي قزوينه مردم اونقدر ميمونن تا بياد!

 پليس:بابا اي ايها ناس بنيامين نمي ياد!

 

 


 

هي هرس ميخوردم... هي هرس ميخوردم... هي هرس ميخوردم تا... قاطي كردم!1 كم سر باباي عزيز و مهربونم و مهسا غر زدم و از شانس بدم حرف زدم!....

ساعت 7:45

۱كي ازين پليسا اومد جلو به بابام

گفت: اقاي محترم واسه چي خودت و بچه هاتو اينجا الاف كردي؟!1000بار گفتم نمياد!اقلا از موي سفيدت خجالت بكش!اومدي چيكار؟ برو خونه بچه هاتم ببر!!!

ديگه قاطه قاط بودم....وقت ندادم بابام حرف بزنه!!

+نگين: يعني چي اقا؟مگه باباي من چشه؟اصلا ... ما 3 ساعته از تهران پا شديم اومديم به عشق بنيامين!!ببينين مردم چه قدر زيادن؟!اونوقت شما ميگين برين؟!!!مگه مردم مسخره شمان؟اهه!

 داغ كردم!پليسه هم سكوت كرد!گفت:باشه فقط شما بمونين ببينين نمياد!...

جوش اوردم....بابام كه فهميد الان سرش داد ميزنم منو برد اونور 1كم دل داري داد!!

_باهاش صحبت مي كنم! 

+اره بهش بگو تو قبلا شهردار پرديس بودي!شايد پارتي بازيم شد!شايدم رفيق شدين در بست رفتيم پيش بنيامين!!!

عصباني بودم!دلم مي خواست داد بزنم!

پليسه نزديكمون واساده بود داشت فك ميزد!از قصد بلند و با حرص گفتم:مهسا جون/ باباي گلم!با اينكه مدرسه داريم اما اينقدر منتظرش ميمونيم تا بياد!گور باباي مدرسه و اينا!!!!

ساعت 8 بود كه مردم داشتن اهنگه خاطره ها رو ميخوندن!(دنيا ديگه مثل تو نداره)مردم:بنيامين... بنيامين... بنيامين...كنترلمو از دست دادم!بلنند هي ميگفتم اومد اومد!!!

+آي هل ندين ! له شدم!...من به درك!هل ندين بنيامينم له شد!!!اي بابا!

 ديدم هر چقدر پامو بلند كنم نمي تونم با اين جمعيت ببينمش!مهسا هم كه بدتراز من!(كوتاهتره)!

+بابا جون ميبينيش؟

_اره يه موي قهوه اي فرفري!!

+الهي قربونش برم!واسش اتو مو مي خرم!زندگي منه!جونم!

هي هل ميدادن!جا نبود بنيامين رو فراري بدن ناچار بردنش جلوي انيستيتوي زيبايي!توي قسمت ورودي كه چيزيش نشه!ديدم هر كاري كنم نمي تونم ببينمش!

+اكه هي! بابا كمكم مي كني؟

_ما كه هميشه خدمت گذاريم اينم روش!بفرمايين!

+مرسي!قلاب بگير برام!

_!!!ميخواي چيكار؟

+اه بابا ااا ..! الان ميره!

_باشه!اوخ!

!!!!!!!تمام جمعيت كه نه!1 كميشون تعجب به معناي ديگه كف كردن!

مهسا:چي؟ديوونه!مي فهمي چند سالته؟

+اره من نگين 15 سال دارم!!(چه جلب!)حرفيه؟

 بله.....از كركره ي مغازه رفتم بالا!!!!گرچه نزديك بود چپه شه!!!تحمل منو نداره كه!/ داره؟!!

 

_الهي نگاش كن!جون مني تو!بچه حسابي رنگش پريده!بميرم واسش هلش ندين !!

تا اينكه بنيامين غيبش زد و همه رفتن اونور خيابون!!هي ميرفتن اينور هي اونور! ديگه ماشين اومد و عشق منو با خودش برد!اما مردم هنوز نفهميدن چون ما اتفاقي اينور بوديم!وديديم كه يواشكي دزديدنش!(رفت كه رفت!)

همه گلها پلاسيده كف خيابون!مردم پرا كنده!ديگه داشت خلوت ميشد!ناخوداگاه بغض كردم...واي چه زود تموم شد واي كه چه قدر دوسش دارم هيشكي هم نمي فهمه!(بس كه خرين نمي فهمين بنيامين يعني چي!سرم ر و كه بالا اوردم علي پهلوان رو از فاصله ي4 قدمي  ديدم! چه مهربون به نظر مي رسيد!بيچاره اونم مثل بنيامين رنگش شده بود مثل گچ ديوار!داشت برنامشونو كنسل مي كرد!!.....

همه خوشحال...نا اميد... كم كم رفتن!تا صداي 1كي از اهنگهاي بنيامين به گوشم خورد و بغضم يه هو تركيد!...خلا صه.. 1.كم گشتيمو خورديمو..راهيه تهران شديم!... وتوي محله ي كنوني بنيامين(يوسف آباد)شام خورديم 1كم چرت گفتيم و برگشتيم..همراه با اهنگاش!

مهسا گفت:همينشم خوبه از دور ديديمش!حالا كه فكر ميكنم مي بينم اهنگاش الان بيشتر مي چسبه!

نگين:اره به خصوص ترك 6كه امروزه مارو نشون ميده!چسب دو قلوه! ميگه{تنگه غروب هواي تو تنگه غروب صداي تو تنگه غروب راه افتادم دنبال رد پاي تو! راستي سايز پاش چنده؟}

مهسا:ولي نگين نمي دونستم اينقدر ديوونه باشي!خاك تو سرت!

+اره شايد حق با تو باشه خاك تو سرم!

ممن اگه اواونو  دودوباره ننننبينمش ميميميرم!

مهسا و بابام  يه نگاه به هم كردن خنديدن!بابام گفت ديوونم!مهسا هم گفت كه خدا شفام بده!

_______________________________حالا....

هر وقت اهنگه خاطره ها رو گوش ميدم ياد بنيامين و اين خاطره ميفتم {چشمامو رو هم ميذارمو .تو رو به يادم ميارمو!..اون صورت خوشكلتو...واي چه رمانتيك!اخه هميشه بنيامين جلو چشمه لازم نيس زياد به خودم فشار بيارم!}

و...به اين نتيجه ميرسم :

دنيا ديگه مثل بنيامين نداره /نداره نه ميتونه بياره! خدايي!نه؟تكه!!من بنيامينو به بهترين و خوشكل ترين ادم دنيا ترجيح ميدم !البته به جز خودم و خودش!

خداحافظ همگي !

نظر يادتون نره : راجع به خودم / بنيامين دوستام و كلش!مرسي!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 21:46 |
هههههههه بترکین!!!
سلام به بروبکس ازین به بعد میخوام عکس هم در کنار جکام بذارم هرکی خواست میتونه عکس از اشخاص مورد علاقش در نظرات درخواست کنه!!!
روش های دوست پسر پیدا کردن
 

روش جوادی: یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

روش یاهو مسنجری: این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!! نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

روش بچه خر خونی: همون داستان جزوه و این که خودت واردی. نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری. نکته:خواهر التماس دعا(براي زدن مخ امير اين روش توصيه ميشه)

روش از ما بهتران: لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت: طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه. نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

روش عرفانی: میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه: اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده .

روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست (نكته:برادارايه عزيزهميشه سوسك همراتون باشه).

روش شهرستانی: یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه! نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.



Image hosting by TinyPic


+ نوشته شده توسط N3-4!N در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 16:44 |
بفرما بخند!!!

رشتيه مياد خونه ميبينه يك جفت كفش مردونه جلو دره ، داد ميزنه :آئوووووووو بازم يه جوك جديد!!

به تركه ميگن با غضنفرجمله بساز،ميگه: آدم با باباي خودش هم جمله مي سازه؟!
يارو ميره مغازه ميگه: آقا اين تلويزيونتون چنده ؟طرف  ميگه : مابه تركا تلوزيون نمي فروشيم . تركه ميگه : جون من بگو از كجا فهميدي من تركم ؟ يارو ميگه : آخه اين آكواريومه!!
آبادانيه ميره نونوايي ميبينه شلوغه،ميره تو صف زنونه مي ايسته و ميگه:وولك خواهرم گفت پنج تا نون بده!!
- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين
به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با خ شروع بشه ميگه: خربزه، خیار، خدیجه! ميگن: خدیجه كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

 از تركه ميپرسن اسم كوچيك فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!


ترکه واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت!  يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرموني داشت!

تركه از تهرونيه ميپرسه كجا به دنيا اومدي؟ميگه: تو بيمارستان ،تركه ميگه:مگه مريض بودي؟

 


رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!

+ نوشته شده توسط N3-4!N در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 15:3 |

salam barobax bayad az hameye doostani ke hichvaght mano faramo0shh nemikonan tashakor konam. man be dalile moshkelat sistemam dir miam net va dir up mikonam ama shomahayin ke  ba nazarateto0n be man enerji

midin . i love you bye.



+ نوشته شده توسط N3-4!N در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 14:50 |
پسر :عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم .دختر:نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني!!!

قسمتی از متن نامه احمدی نژاد به بوش:

آقای رئیس جمهور ،من از بی عدالتی های شما رنجورم

آخه چرا فقط خوشگلا باید برقصن؟

 


بچه هويج داشته با مامانش تو خيابون راه ميرفته... يكدفعه ميزنه زير گريه! مامانش ميگه چی شده؟! ميگه آب هويج دارم

 


يه روز شادمهر عقيلي يه بخاري ميخره! بعد دستش ميخوره به بخاري و دستش ميسوزه! فردا ميره بخاريش رو ميفرشه اما اون شب که ميخوابه بخاريه مياد به خوابش و ميگه: وقتي... ديدي که سوختي... رفتي و ما رو فروختي
تركه سياهپوش ميآد اداره ميگن چي شده؟ ميگه بابام مرده. بهش مي گن پس چرا صورتت زخمي شده؟ ميگه آخه وقتي قبرش مي كردم مقاومت مي كرد!!!!!
لره تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد .
اصفهانیه به پسرش میگه برو از همسایه 2 تا نون بگیر . پسرش میره بر میگرده میگه همسایه نون نداد . میگه خاک بر سر خسیسش کنن برو از یخچال خودمون دو تا نون بردار بیار.
ترکه زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره  میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده!!!!
ركه زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدين

+ نوشته شده توسط N3-4!N در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 15:56 |
خنده!!!!!!!!باید 20تا بشه ها!!!(نظر)

                                                                                  
بنیامین جدید:(jiggaaaaaaaar(shoharameziad jeddy nagirin)

شرکت

خلوت

منشی

خوشگل

باحال                              

نمیای؟

نمیای؟

نمی خوای؟


پدری پسرش رو نصیحت می کرد که پسر جون زن بگیر وقتی شب خسته از سر کار می یای لازمه یکی تو خونه باشه برینه تو حالت

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو آروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریه ام می گیره و بدون تو شبها خوابم نمی بره دوستت دارم پستونک


 مامان بچهه به بچش ميگه که عزيزم وقتی خاله اومد قشنگ ميری جلو سلام ميکنی ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميکنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز که بابا ميخواست بوسش کنه زد تو صورتش


 يك آباداني اسير را بعد از مدتي ازاد ميكنند مياد خونه.مادرش ازش ميپرسه عزيزم عراقيها چكارت كردن .آباداني ميگه مادر منو خيلي شكنجه دادن .تمام بدنم رو با طناب ميبستند وهمش اهنگهاي بندري ميگذاشتند تازه اين زياد درد نداشت .چشمم رو ميبستند وميشنيدم كه دارند گوني گوني عينك آفتابی ميشكونند


 يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه




+ نوشته شده توسط N3-4!N در جمعه نهم تیر 1385 و ساعت 2:21 |
چند تا ازون قدیمی بیمزه هاش بخونین!!!

                                        

                                            !!!             che jalaban ina!!!vayyyy    


احمدی نژاد به شوهرم(
بنیامین) میگه:وقتی به w.c تشریف میبریفشار میدی نمیادچیکار میکنی؟میگه:چشمامو روو هم میذارمو تورو به یادم میارمو..!!!حقم داره نه؟benyamin
تست کنکور ۸۵:.......بی تو سردمه:۱-بخاری۲-پتو۳-آرش۴-شوفاژ

  چرا افسردهای؟چرا زل زدی به دیوار؟؟ بابا اندی که منظوری نداشت!!خوب تو هم یواشکی برقص!!!
                                                              oonke  sedash  ta  sobh  tooye  gooshame  to  hasty,
be khatere  to  ta  sobh  nakhabeedam,ey
               !!!!!!  pashe 
moozy

donya  deege  mesle  to  nadare,na  dare  na  mitoone
  beyare ......medoony  chera  akhe  nasle   danyasor
ha  deege  mongharez  shode
یه ترکه تو کویر لوت  زیر پتو  کپیده بودهبهش میگن شما ترکین؟؟؟میگه وا~ مگه از زیره پتو هم مشخصه؟؟؟
                                    nazar yadeto0n nare                     


+ نوشته شده توسط N3-4!N در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 12:52 |
fo0o0o0o0otb@llllll
فدراسیون فوتبال المان اعلام کرد : زمین هایی که ایران توش بازی کردند تا ۴سال نیازی به کوددهی ندارند !!!!
+ نوشته شده توسط N3-4!N در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 23:59 |
اخرین مهلت خروج افغانیها ۶تیره شیطوون بدوون خدافظی نریا !!!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 17:14 |

 

رشتیه می ره تهران شورت بفروشه کارش می گیره زنگ می زنه به زنش می گه نمی دونی من اینجا با شورت چی کار کردم ! زنش می گه اووووو تو نمی دونی من اینجا بی شورت چی کار کردم.!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 17:10 |
به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن!!!
+ نوشته شده توسط N3-4!N در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 10:38 |
مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!! فوايد اندك امتحانات : نوشيدن انواع قهوه هاي گرم!!!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت 10:24 |
ترکه ميره نون بربري ميگيره.داشته از جلوي نون لواشي رد ميشده،ميبينه نون لواشا دارن توي دستگاه ميچرخن...به شاطره ميگه:آقا دوري چند ميگيري اين بربريه منم يه دور سوار شه؟
+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:58 |
 تركه میخواسته دور كمرشو اندازه بگیره، ‌یه خطكش میكنه تو كونش ضربدر 3.14 میكنه!!! !!!
+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:52 |
ـــــــــــــــــــــ       ای کمرم..........ای پاهام! وای سرم  گیج رفت بابا!۱ کی به اندی زنگ بزنه بپرسه پس خوشکلا تا کی باید  برقصن       ؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:47 |
akhoonde ghorse ex mikhore sar ghonoot mige: rabana atena fed..d...d..donya dige mese to nadare
+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:24 |
torke mire tehran be refighesh mige bache kojaee taraf mige bache emam hosseynam torke mige ali asghar toee? mashala che bozorg shodi!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 و ساعت 22:21 |
جوونی!اووپ!
agar didi javani bar derakhti takye karde .. . bezan too saresh chon javooon bayad roo paye khodesh beiste
+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 10:49 |
be torke migan: shoma chegone shakhsyat khodetono neshon midin? mige: baeraeye bilit!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 10:47 |
غغضنفر ميره مکه ازش مي پرسن چه جوري بود مي گه رفتيم اما خدا خونه نبود همه تو حياط مونديم
+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 10:45 |
مردا
Marda, 6 daste hastan: 1-Soosk (kasifo chendeshavar) 2-Gorbe (maloso, bihaya) 3-Gav (sarbeziro, bitafavot) 4-Khar (kaari, zabon nafahm) 5-Sag (vafadar, pachegir) 6-Asb (be dokhtara inghadr roo midan ke ye hamchin chizaiy dar moredeshoon besazan


+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 10:44 |
دید خانوما
قدرت ديد خانوما: يه تار مو رو کت شوهرشون رو ميبينن اما يه تير چراغ برق رو موقع رانندگی نه!!!


+ نوشته شده توسط N3-4!N در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 10:41 |